تبلیغات
"خط خطی های آرش دارایی"

"خط خطی های آرش دارایی"

ADS
نویسنده : آرش دارایی جمعه 1394/12/7, 01:42 ق.ظ
می ترسم از صدای قدمهام چون دلم

به دستهای بنده نواز تو گرم نیست


گاهی پناه می بری از بودنم به هیچ

آغوش من به قدر نیاز تو گرم نیست

آرش دارایی




نویسنده : آرش دارایی دوشنبه 1394/06/30, 02:38 ب.ظ
اول صبح لبت هست عسل یعنی چه؟

تن من پیش تو فهمید بغل یعنی چه!


از دل گنبد تو بانگ اذان می آید

تو بگو حی علی خیر عمل یعنی چه؟


می گدازی و تنت بر بدنم می بارد

علت زلزله هایی و گسل یعنی چه؟


می دهی بوسه پس از بوسه پس از بوسه چه خوب

به من آموخته ای رد و بدل یعنی چیه؟


وقتی از گرمی آغوش تو برمی خیزم

تازه می فهمم که روز ازل یعنی چه


من و تو دست و ترنجیم که تعبیر کنیم

معنی هر غزل از شیخ اجل یعنی چه


شعرها رو به افولند و درون مایه ی تو

پاک و بی حاشیه فهماند غزل یعنی چه!



"آرش دارایی"




نویسنده : آرش دارایی چهارشنبه 1394/05/28, 11:38 ب.ظ
با شال قشنگ طوسی ات می رقصم

با تیر تفنگ روسی ات می رقصم

گور پدر دلی که عاشق شده است

می آیم و در عروسی ات می رقصم

...

رضا زارع




نویسنده : آرش دارایی شنبه 1394/04/27, 09:35 ب.ظ

آورده است چشم سیاهت یقین به من

هم آفرین به چشم تـو هم آفرین به من


من ناگزیر سوختنم چون که زل زده ست

خورشید تیــــز چشم تـو با ذره بین به من


ای قبله گـــاه نـــــاز ! نمـــــازت دراز باد !

سجاده ات شدم که بسایی جبین به من


بـــــر سینه ام گذار سرت را کــــه حس کنم

نازل شده ست سوره ای از کفر و دین به من


یاران راستین مرا می دهد نشـــان

این مارهای سرزده از آستین به من


تا دست من به حلقه ی زلفت مزین است

انگار داده است سلیمان نگیـــن بــــه من


محدوده ی قلمرو من چیـــــن زلف توست

از عرش تا به فرش رسیده ست این به من


جغـــرافیــــای کوچک من بازوان تــــوست

ای کاش تنگ تر شود این سرزمین به من ...

علیرضا بدیع





نویسنده : آرش دارایی چهارشنبه 1394/04/24, 06:01 ب.ظ
کشتی مرا به آب حیاتی که در تو بود

بن بست بود راه نجاتی که در تو بود

...

جِنّی شدم که در بدنت گیر کرده ام

دفعم نمی کند صلواتی که در تو بود

...

آرش دارایی




نویسنده : آرش دارایی پنجشنبه 1394/02/31, 01:29 ق.ظ
...

مهری از صورت زیبای تو خواهم آورد

رو به خالی شده ی جای تو خواهم آورد

اَشهَدُ اَنَّ زنِ حل شده در لیوانم

گریه ام را به مصلای تو خواهم آورد

روز آموزش عاشق شدن و زن بودن

دخترم را به تماشای تو خواهم آورد ...

...

عشق به هرشب در منگنه ات منجر شد

ازدواجی که به پایین تنه ات منجر شد

...

آرش دارایی




نویسنده : آرش دارایی یکشنبه 1393/12/3, 12:41 ق.ظ
با پالتو و شال و کلاه از کوچه رد میشی

موهاتو ننداختی چرا پشت دو تا گوشت ؟

امشب دوباره پیرمردی توی رویاهاش

جای عروسکهات میخوابه تو آغوشت

رد پاهاتو روی برفا قاب میگیره

هر روز از پشت نقاب عینک دودی

توی خیالش داره دعوا می کنه با تو

اما به من چه تا الان با کی! کجا بودی!

آرش دارایی




نویسنده : آرش دارایی جمعه 1393/08/16, 12:01 ب.ظ

روحم از مکه ی چشمان تو هجرت می کرد

کفر تو داشت به این مرد خیانت می‌کرد!

 این همان امی دلبسته به قرآنت نیست

که در آغوش تو احساس نبوت می کرد؟

 طرف دخمه ی ابلیس و خدا می رفتی

مردی از داخل من داشت صدایت می کرد:

}“ اقرا باسم غزل تازه ی من{ ، باور کن

شعر من تازه تو را داشت هدایت می کرد،

 تازه وقتی که بنی هاشم آغوشم داشت

به ابوطالب دستان تو عادت می کرد

 از تو تحریم شدم ، زنده به گورت کردند

توی آغوش قریشی که جهالت می کرد

عمرو بودم علی چشم تو بر من افتاد

ذوالفقار از همه اعلام برایت می کرد.

 دیشب انگار کسی گریه کنان بر سر چاه

مترقی تر از این جامعه صحبت می کرد :

 "شهر آلوده به ویروس هماغوشی بود

کاش این درد به من نیز سرایت می کرد."


آرش دارایی





نویسنده : آرش دارایی جمعه 1393/06/14, 12:12 ق.ظ
چقدر اتفاقهای امشب برایم آشنا بود ....



نویسنده : آرش دارایی یکشنبه 1393/05/19, 01:06 ق.ظ
مردی که امشب زل زده چشمان ماتم را

حل می کند در اشک و خون راه نجاتم را


امشب پس از یک چشم سیر از گریه می خواهم

لیوان به لیوان هی بنوشم خاطراتم را


یک مرد حلق آویزم و هی دست و پا ... دیر است

فردا که می آیی تماشا کن ثباتم را !












نویسنده : آرش دارایی سه شنبه 1393/04/31, 04:44 ق.ظ
ای کاش در کویر تنت گم نمی شدم

این راه جز به سمت سرابم نمی برد


در گیر با مصیبت بیداری ام هنوز

این چندمین شب است که خوابم نمی برد؟ 


آرش...



نویسنده : آرش دارایی شنبه 1393/04/21, 02:06 ق.ظ
امشب هوای گریه سرم را گرفته است

یادش فضای دور و برم را گرفته است


شاید توهم است که حس می کنم کسی

از پشت بی خبر کمرم را گرفته است!



آنقدر ها که ظلم و بدی کرد، بد نبود

حتما از آسمان خبرم را گرفته است !



چیزی به جز عفونت و دندان نیش نیست

صبری که حجمی از جگرم را گرفته است


حس می کنم که حسرت موهای خیس اوست

این گریه ای که چشم ترم را گرفته است .







نویسنده : آرش دارایی دوشنبه 1393/03/26, 02:57 ب.ظ
روحم از مکه ی چشمان تو هجرت می کرد


کفر تو داشت به این مرد خیانت می‌کرد



این همان امی دلبسته به قرآنت نیست!؟


که در آغوش تو احساس نبوت می کرد؟



تازه وقتی که بنی هاشم آغوشم داشت،


به ابوطالب دستان تو عادت می کرد



از تو تحریم شدم ، زنده به گورت کردند


توی آغوش قریشی که جهالت می کرد



دیشب انگار کسی گریه کنان بر سر چاه


مترقی تر از این جامعه صحبت می کرد:




"شهر آلوده به ویروس هماغوشی و عشق


کاش این درد به من نیز سرایت می کرد."

"آرش دارایی"




نویسنده : آرش دارایی دوشنبه 1393/03/5, 09:14 ب.ظ
تقدیم به دلتنگی هایم ...

شاید همان تو

شاید به احساس گم شده


ای کاش با تو بود و نبودم یکی نبود

یک بغض با تمام وجودم یکی نبود


آتشفشان قرمز لبهای کوچکت

با بوسه های سرد و کبودم یکی نبود


ای کاش توی هر غزلم وزن می شکست

اصلا ردیف های سرودم یکی نبود


تا در فضای ذهنیتت منعکس شود :


"دارم به انحطاط خودم فکر میکنم ..."






نویسنده : آرش دارایی شنبه 1393/02/20, 11:49 ب.ظ
نقاش تو را به رنگ خونابه کشید

بر صفحه ی لبهای تو سبابه کشید


آن روز که از گرگ شکایت کردی

چوپان جسد تو را به صلابه کشید







نویسنده : آرش دارایی سه شنبه 1393/01/12, 07:47 ب.ظ
به دشت ارژن گلگون گونه هات قسم

به پلکهای تو در لحظه های بارانی


که با گذشت زمان منقرض نخواهد شد

درون چشم قشنگت پلنگ ایرانی







نویسنده : آرش دارایی پنجشنبه 1392/12/29, 01:17 ب.ظ

دود و دم در تارهای صوتی ام پیچیده و

خاطراتت در من امشب گرم آتش بازی اند




نویسنده : آرش دارایی جمعه 1392/12/16, 01:17 ب.ظ
در غار خاطرات تو شوراندند

خفاشهای پیر معلق را

تا در حیای واژه بمیرانی

این شعر بی حیای جُعَلََّق را


مانند جیغهای بلندی که

با انعکاس رعد نمی میرند

این لحظه های بی تویِ ممتد تا

"پاییز سال بعد" نمی میرند

....


"آرش دارایی"




نویسنده : آرش دارایی سه شنبه 1392/12/6, 12:06 ق.ظ
این بوسه سهم هیچ مردی تا ابد نیست


دیگر به آن سرخی که در من شعله زد نیست




کِز کرده ام در "گوشه" ای از هق هقم که


اصلا شبیه نغمه های "باربد" نیست




باید بجویم در تنت از تو نشانی


اما بقایای تو چیزی جز جسد نیست



...




نویسنده : آرش دارایی چهارشنبه 1392/10/11, 10:34 ب.ظ

وقتی توی بدترین روز زندگیت دوتا کودک موقتا خوشبخت ازت بخوان ازشون عکس بگیری...
کاش جاهامون عوض میشد...
چقدر نگاهشون امیدوار کننده اس
یکیشون هفت سالشه یکیشون پنج ساله!










» ترس ( جمعه 1394/12/7 )
» دست و ترنج ( دوشنبه 1394/06/30 )
» می آیم ... ( چهارشنبه 1394/05/28 )
» برگی از خاطرات ۱ ( شنبه 1394/04/27 )
» زیگورات ( چهارشنبه 1394/04/24 )
» دخترم ... ( پنجشنبه 1394/02/31 )
» فوریه ( یکشنبه 1393/12/3 )
» زنده به گور ( جمعه 1393/08/16 )
» بی دلیل ( جمعه 1393/06/14 )
» لیوان ( یکشنبه 1393/05/19 )
» خواب ( سه شنبه 1393/04/31 )
» وهم ( شنبه 1393/04/21 )
» زنده به گور ( دوشنبه 1393/03/26 )
» تقدیمی ( دوشنبه 1393/03/5 )
» صلابه ( شنبه 1393/02/20 )
» پلنگ ایرانی ( سه شنبه 1393/01/12 )
» آتش بازی ( پنجشنبه 1392/12/29 )
» پاییز سال بعد... ( جمعه 1392/12/16 )
» کفر ( سه شنبه 1392/12/6 )
» سپیدترین اتفاق روز برفی ( چهارشنبه 1392/10/11 )
موضوعات

صفحات

لینکدونی

نویسندگان

» آرش دارایی (131)

کلمات کلیدی

آمار بازدید


کل بازدید ها :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل مطالب :
آخرین بروز رسانی :